pirashkee
صفحه نخست   ::   آرشیو  ::   تماس با من   
 
همینجوری گیج نزن - هر آنچه میخواهی درون توست

دنبال این میگشتم:

گر به تو افتدم نظر چهره به چهره رو به رو
شرح دهم غم تو را نکته به نکته مو به مو

از پی دیدن رخت همچو صبا فتاده ام
خانه به خانه در به در، کوُچه به کوچه کو به کو

می رود از فراق تو خون دل از دو دیده ام
دجله به دجله یم به یم، چشمه به چشمه جو به جو

دور دهان تنگ تو عارض عنبرین خطت
غنچه به غنچه گل به گل، لاله به لاله بو به بو

ابرو و چشم و خال تو صید نموده مرغ دل
طبع به طبع دل به دل، مهر به مهر و خو به خو

مهر تو را دل حزین بافته بر قماش جان
رشته به رشته نخ به نخ، تار به تار پو به پو

در دل خویش طاهره گشت و ندید جز تو را
صفحه به صفحه لا به لا، پرده به پرده تو به تو

اینو پیدا کردم:

ای در میان جانم و جان از تو بی خبر     از تو جهان پر است و جهان از تو بی خبر

چون پی برد به تو دل و جانم که جاودان     در جان و در دلی دل و جان از تو بی خبر

نقش تو در خیال و خیال از تو بی نصیب     نام تو بر زبان و زبان از تو بی خبر

امیدوارم شما هم حالشو ببرین :)

 


پيام هاي ديگران () | شنبه ۱٤ دی ،۱۳۸٧ - pirashkee  |لینک به نوشته

«در اوج آرزوها»


بگذار تا از اين شب دشوار بگذريم

آنگه چه مژده ها که به بام سحر بريم

رود رونده سينه و سر مي زند به سنگ

يعني بيا که ره بگشاييم و بگذريم

لعلي چکيده از دل ما بود و ياوه گشت

خون مي خوريم باز که بازش بپروريم

اي روشن از جمال تو آيينه خيال

بنماي رخ که در نظرت نيز بنگريم

درياب بال خسته جويندگان که ما

در اوج آرزو به هواي تو مي پريم

پيمان شکن به راه ضلالت سپرده به

ما جز طريق عهد و وفاي تو نسپريم

آن روز خوش کجاست که از طالع بلند

بر هر کرانه پرتو مهرش بگستريم

بي روشني پديد نيايد بهاي در

در ظلمت زمانه که داند چه گوهريم

آن لعل را که خاتم خورشيد نقش اوست

دستي به خون دل ببريم و بر آوريم

ماييم سايه کز تک اين دره کبود

خورشيد را به قله زرفام مي بريم.

هوشنگ ابتحاج


پيام هاي ديگران () | سه‌شنبه ٢٥ اردیبهشت ،۱۳۸٦ - pirashkee  |لینک به نوشته

سه عین

آیینه چون نقش تو ننمود راست
خود شکن آیینه شکستن خطاست

جهان بینی انسان باید مبتنی بر عقل و عدل و عشق باشد. انسان بدون ایجاد تعادل بین این سه عنصر انسانیت خود را از دست می دهد.


پيام هاي ديگران () | دوشنبه ۳ اردیبهشت ،۱۳۸٦ - pirashkee  |لینک به نوشته

 

بیرون ز تو نیست هر آنچه ذر عالم هست
از خود بطلب هر آنچه خواهی که تویی


پيام هاي ديگران () | دوشنبه ۳ اردیبهشت ،۱۳۸٦ - pirashkee  |لینک به نوشته


سعدی

ای مرغ سحرعشق ز پروانه بیاموز     کان سوخته را جان شد و آواز نیامد

ایــن مدعیان در طلبــش بــی‌خبرانند    
آن را که خـــبر شد خــبری باز نیامد


پيام هاي ديگران () | چهارشنبه ٦ دی ،۱۳۸٥ - pirashkee  |لینک به نوشته

از ماست که بر ماست - ناصر خسرو

روزی ز سر سنگ عقابی بهوا خاست       واندر طلب طعمه پر و بال بياراست

بر راستی بال نظر کرد و چنين گفت       امروز همه روی زمین زير پر ماست

بـر اوج فلک چون بپرم از نظـر تــيز       می‌بينم اگر ذره‌ای اندر ته درياست

گر بر سر خـاشاک يکی پشه بجنبد        جنبيدن آن پشه عيان در نظر ماست

بسيار منی کـرد و ز تقدير نترسيد       بنگر که ازين چرخ جفا پيشه چه برخاست

ناگـه ز کـمينگاه يکی سـخت کمانی       تيری ز قضاو قدر انداخت بر او راست

بـر بـال عـقاب آمـد آن تير جـگر دوز       وز ابر مر او را بسوی خاک فرو کاست

بر خـاک بيفتاد و بغلـتيد چو ماهی       وانگاه پر خويش گشاد از چپ و از راست

گفتا عجبست اينکه ز چوبست و ز آهن       اين تيزی و تندی و پريدنش کجا خاست

چون نیک نگه‌کرد و پر خويش بر او ديد       گفتا ز که ناليم که از ماست که بر ماست

 


پيام هاي ديگران () | شنبه ۱۳ آبان ،۱۳۸٥ - pirashkee  |لینک به نوشته

باش تا صبح دولتت بدمد

 

سيف فرغانی

باش تا صبح دولتت بدمد

کين هنوز از نتايج سحر است

 

هم مرگ بر جهان شما نيز بگذرد / هم رونق زمان شما نيز بگذرد
وين بوم محنت از پی آن تا کند خراب / بر دولت آشيان شما نيز بگذرد
باد خزان نکبت ايام ناگهان / بر باغ و بوستان شما نيز بگذرد
آب اجل که هست گلو گير خاص و عام / بر حلق و بر دهان شما نيز بگذرد
ای تيغتان چو نيزه برای ستم دراز / اين تيزی سنان شما نيز بگذرد
چون داد عادلان به جهان در، بقا نکرد / بيداد ظالمان شما نيز بگذرد
در مملکت چو غرش شيران گذشت و رفت / اين عو عو سگان شما نيز بگذرد
آن کس که اسب داشت غبارش فرو نشست / گرد سم خران شما نيز بگذرد
بادی که در زمانه بسی شمعها بکشت / هم بر چراغدان شما نيز بگذرد
زين کاروانسرای بسی کاروان گذشت / ناچار کاروان شما نيز بگذرد
ای مفتخر به طالع مسعود خويشتن / تاثير اختران شما نيز بگذرد
اين نوبت ، از کسان به شما ناکسان رسيد / نوبت ز ناکسان شما نيز بگذرد
پيش از دو روز بود از آن دگر کسان / بعد از دو روز ازان شما نيز بگذرد
بر تير جورتان زتحمل سپر کنيم / تا سختی کمان شما نيز بگذرد
در باغ دولت دگران بود مدتی / اين گل زگلستان شما نيز بگذرد
آبيست ايستاده در اين خانه مال و جاه / اين آب ناروان شما نيز بگذرد
ای تو رمه سپرده به چوپان گرگ طيع / اين گرگی شبان شما نيز بگذرد
پيل فنا که شاه بقا مات حکم اوست / هم بر پيادگان شما نيز بگذرد
ای دوستان خوهم که به نيکی دعای سيف / يک روز بر زبان شما نيز بگذرد

 

لعنت الله علی القوم الظالمین- من الاولین الی الاخرین


پيام هاي ديگران () | شنبه ۱۳ آبان ،۱۳۸٥ - pirashkee  |لینک به نوشته

به نام خدا

به نام خداوند جان و خرد           کزین برتر اندیشه برنگذرد

خدایی که بخشنده و واحد است            بر احوال هر بنده ای شاهد است

چه الله خوانی چه ایزد چه رب          بخوان نام او هردم از روز و شب


پيام هاي ديگران () | شنبه ٢٥ شهریور ،۱۳۸٥ - pirashkee  |لینک به نوشته